من و اسماعیل و لوپز . . . . نه رالی من و اسماعیل ، لوپزم وسط نشسته بود


اسماعيل: تو را خدا ببین اين تلويزون چجوری مارا مسخره كرده
من : چرا باز چه مرگته
- از بس كه . . . ديديم پدرمون در اومد خدايي يه كانال يه چيز ديگه نميذاره
- نيم ساعت ديگه بزن كانال سه با جنيفر لوپز مصاحبه داره
- اِ به چه مناسبتي
- گرونترين بيمه ي باستنا پرداخت كرده
- يعني چي
- يعني باستنش بيمه اس دیگه
- يعني چي اخه يعني بيمه چيه بيمه آتش سوزي
- شايد آخه هر چي آتيش تو دنياس زير سر همين باستن لامصب
- گمونم بيمه بدنه باشه
- احتمال داره ولي گمونم بيمه ي شخص ثالث باشه
- راستي ماشينتا بيمه كردي
- اره فقط بيمه بدنه نكردم خاك بر سرت ماشين منا با باستن لوپز مقايسه ميكني
- دلتم بخواد ديوونه اونا كه سوار اون ميشن كمتر از بنز سوار نشدن تا حالا
- به هر حال یه فرقایی هست اونا كه سوار اون ميشن كمر بندا وا ميكنن برعكس ماشين من كه همه ميبندن
- اره تازه حواسم نبود اون دو دره تو چهار در خدايي حاظري چندتا از اين ماشينا بدي يه شب سوار اون ماشين بشی
- خجالت بكش اسماعيل توكه ميدوني اين ماشينا امنيت جاني نداره واسه ماها
- گواهی نامه مخصوص می خواد
- البته تو ایران
- من كه حاظرم يه شب زندگي كنم ولي يه همچين ماشيني را برونم
- خدا قسمتت كنه ولي مواظب باش سوار شدي چپ نكني بري زير
والا با اون چيزي که من ديدم بد جوري منكوب ميشي
- نه اتفاقا شاسيش سنگينه به اين راحتيا چپ نميشه
- نه آخه تو سرعت بالا ميري اين جاده هاهم كه میدونی بهشون اعتباري نيست اسماعیل
- اي واي شروع شد بزن سه
گوینده تو دماغی كانال 3 : و حالا شما را به ديدن مسابقات رالي جام خليج فارس دعوت ميكنيم
