با دروغی دوباره
بگو به به
باز سر و کله ی خورشید بر علم استوار شد
چقدر ماهی خورشید
با شروعی دوباره برادری و خواهری آغاز شد
همان برادری که دستت را می فشریم و از زیر آبادت میکنیم
چقدر تنگ شد
دست در دست هم به مهر
چقدر برای فحش های آبدار قافیه تنگ شد
کلا از بیخ چقدر قافیه تنگ شد
مردان بزرگ که هیچ آرزوهای بزرگ جایشان نشد
حتی نه خیلی بزرگ فقط بزرگ
بازم نشد
خورشید عرش چقدر به بازی سایه ها خوش آمدی
به بازی "زندان بازی میان سایه ها"
خوش آمدی
چه قدر آرمیدن زیر سایه ی یک دیوار بلند خاکستری کیف می دهد
کلا از بیخ چه قدر کیف کردن کیف می دهد
کیف می دهد
چه قدر جا برای گور بابای این و آن زیاد شد
کیف می دهد
چه قدر خوش لمیده ایم روی دم فرشی اتاق
چه قدر جا زیاد شد
چه قدر جا برای گور بابای این و آن زیاد شد
چه قدر جا زیاد شد
همه با هم : چه قدر جا زیاد شد
دیروز برادر خانمم هفت هشتا دی وی دی خریده که فروشنده عنوان کرده تمام اهنگ ها از سیصد خواننده داخلش موجوده
من هم توش یک سرچی کردم
گرچه خیلی ناقص بود اما در مقایسه با مبلغ ۱۲ هزارتومان واقعا عالی بود
واقعا از این که قانون کپی رایت رعایت نمیشه چه خرسندیم و مستفیض

مایلی کهن افتاده رو دور بیانیه دادن
اونم چه بیانیه هایی
تو فرهنگ ما استفاده از ادبیات کوچه باغی چندان عجیب و غریب نیست
کافیه داور یک سوت چپکی بزنه تا لوله ی سماور را از عمق جان لمس کنه
گفته میشه یکی از کارخانجات سماور سازی برای ارتقای کیفیت محصولات خود اقدام به استخدام داوران کرده
بگذریم
یاکافیه یه ماشین وسط خیابون خراب بشه تا بوق ماشین عقبی تا ماتحتش بره تو
خدا نکنه راننده تو این گیر و ویری دستپاچه بشه
بازم بگذزیم
اما با توجه به فرهنگ غنی ما از اونجا که زن ناموس مرد حساب میشه
اگه طرف دعوا زن باشه خیلی مدارا میشه
اما اگه طرف داداش یا شوهر یاپسر همون زن باشه
تمام . . . های صادر شده در دعوا نصیب همون خانم بی چاره که از ماجرا خبری نداشته خواهد شد
شاید به جرم زن بودن
در دنیا میگن آنجا که کلام تمام می شود موسیقی آغاز می شود
تو مملکت ما با توجه حرام بودن موسیقی
جایی که کلام تمام می شود ادبیات داخل شورتی جولان می دهد
پشت سرش یک گنجشک کوچولو اومد تو
گفتم ای بابا این کوچولو چرا اومد تو اتاق من
اما ارباب رجوع اصلا متوجه گنجشک و حرف من نشد
من هم کارش را راه انداختم بعد هم بر حسب عادت فراموشی گنجشک را کلا فراموش کردم
یک ساعتی بعد سر وصدایی از زیر میزم میومد
توجه نکردم گفتم شاید از بیرونه
نیم ساعت بعد گنجشک رفت طرف پنجره
یهو یادم افتاد رفتم در را باز کردم و کمکش کردم بره بیرون
ولی انگار دیر شده بود
بی نوا کور شده بود حتی وقتی بیرون هم رفت دوباره و خورد به دیوار
چقدر مهمه که بدونیم گنجشک اول کور بود که اومد تو اتاق من یا اومد تو اتاق من و بعد کور شد
برای اون دیگه مهم نیست
برای من هم متاسفانه دیگه مهم نیست
من هم اداره نبودم
حالا كه اومدم ميبينم به معناي واقعي كلمه كامپيوتر ها را سرويس كردن
شبكه را خراب كردن
دفعه ي پيش خودم درستش كردم
اين سري هم خودم درستش كردم
نه اين كه مخ كامپيوتر باشم يا از شبكه سر در بيارم
ولي اين پرسنلشون اين قدر خنگ تشريف دارن كه مشكلات منطقي را هم نمي فهمن
بگذريم
خدا ميدونه قرار داد چند ميليوني واسه ي سرويس كامپيوتر ها بستن اين شركت حتي يك مهندس خبره ي كامپيوتر هم تا حالا به شهر ما نفرستاده
ما چيزي بيشتر از دو نفر با يك اسپري و يك دستمال تنظيف و يك دستگاه باد كه اون هم اخرش كابل ها را جا به جا وصل مي كنن
اي بابا
عجب خر تو خريه
پس از چند هفته شامورتی بازی و بازی با افکار عمومی این بار نوبت دایی بود که اسمش از داخل کیسه بیرون کشیده بشه اسمی که اصلا داخل کیسه نبود
تیم دایی شروع کرد با تیم های ضعیف بازی کردن و نتیجه گرفتن و هرچند برای اولین بار تیم ایران برای از زیر گروه بالا اومدن هم کارش نزدیک بود به اما و اگر بیفته ولی صعود تیم اوضاع را عادی کرد
تیم که از ابتدا اوضاعش معلوم بود بالاخره تو مرحله ی بعد شرایطش خفن شد تا دایی بفهمه موفقیت هاش اونا زیادی بلند پرواز کرده
قسمت جالب پروسه این بود که در برنامه ی نود اکثریت ملت ایران که در تاریخ همیشه چشم به راه یک قهرمان هستند بین فدراسیون و علی دایی گزینه ی دوم را مشکل تیم ملی انتخاب کردند
پرونده ی علی دایی بسته شد و کفاشیان که سنگپای قزوین را از رو برده این بار مایلی کهن را رو کرد
مایلی کهن کسی بود که گفته می شد تنها کسی است که در این مدت کم می تونه کاری بکنه
اما از طرف دیگه این واسه مایلی کهن بهترین فرصت بود تا آبروی رفتشا برگردونه درواقع محمد مایلی کهن چیزی برای از دست دادن هم نداشت
و اما مایلی کهن هر بدی داشته باشه کسی است که به هیچ وجه اهل دو رویی و شامورتی بازی نیست و هنوز آدم را یاد حس و حال اوایل انقلاب می ندازه هرچند انگار یه کم عصبی هم شده
خلاصه آقای مربی نتونست با شرایط امروز فوتبال کنار بیاد و سپرش به سپر ژنرال بد جوری گیر کرد
و بعد از اون هم بدون این که استعفایی نوشته باشه جناب آقای کفاشیان که سوابق درخشانی از پست قبلیش یعنی رییس کمیته ی ملی المپیک داشت استعفای اون را پذیرفت و موجب حیرت همگان شد
و اما این بار نوبت قطبی شد
کسی که در مرحله ی قبل شایع شده بود که به خاطر مصاحبه با رسانه های بیگانه انتخاب نشده بود این بار گویا همه ی اون حرف ها واقعا شایعه بوده
قطبی هر چند مدت ها در ایران نبوده ولی انگار با قوائد روی پرده و پشت پرده ی فوتبال ایران خوب مچ شده
من هم براش آرزوی موفقیت دارم