تبليغاتX
گلگون
. . . . یا طنزی بی مزه تر از تلخ
 

سال نو مبارک

 

امسال هم میشینم کنار هفت سین  و گذشت یک سال دیگه

را تماشا می کنم

به کسایی دیگه نیستن و به کسایی که تازه اومدن پیشمون

تسبیح عمرم یه مهره ی دیگه چرخید

این که "دنیا را چه سخت بگیری و چه آسون میگزره" فقط به حرف آسونه

وگرنه خیلی کسی را می خواد که تو امواج غم و شادی کله پا نشه

خدا نکنه امسال دوباره ترانه ی نجفی را سریع بعد از عید "میرن آدما" پخش کنن

در و دیوار خونه هم  به گریه می افته

باید چیزای شاد پخش کنن

تو شهر ما برعکس جاهای دیگه که پنج شنبه ی آخر سال همه به سر خاک عزیزانشون میرن

اینجا بعد از این که عید تحویل شد همه میریم سر خاک

آنچنان شلوغ میشه که نپرس

من چهارم دوباره کشیکم اون وقت میام می بینم کدوماتون واسم عیدی گذاشتین

پیشاپیش سال نوی همگی مبارک

+ نوشته شده در  87/12/28ساعت 7  توسط محمود  | 
هر سال  چهار شنبه سوری سه تا آتیش تو حیات درست می کنیم

و حداقل یکی از داداشام با خانم بچه هاش میان خونمون

شعر بالایی را می خونیم و از رو آتیش می پریم

امسال خونواده ی خانم نیز ما را دعوت کردن

گویا اونا خیلی با آب و تاب بیشتری این مراسم را برگزار می کنن

اما جالب اینجاست که من به خاطر یکی از دوستام کشیکم را عوض کردم و جای اون  تو اداره می مونم

خانم دلخور شدن

 چه کنیم دوستمون هم حق داشت

بنده خدا چند روز اینجا بود و من مرخصی

باید سه آتیش کوچولو تو اداره درست کنم که حال هم بدهد

 

+ نوشته شده در  87/12/27ساعت 8  توسط محمود  | 
 

 

اول از دوستان که تو این مدت واقعا وقت ندارم بهشون سر بزنم معذرت می خوام

بعد از عید جبران می کنم

و اما

بالاخره دارم میرم تو مرغا

تاریخ نامزدی روز ششم فروردین

عروس خانم همشهری خودمونه

مهندس رباتیک تشریف دارن

چه شود !

حالت عجیبی است

امید وارم انتخاب درستی برای هر دو تامون باشه

 

+ نوشته شده در  87/12/26ساعت 11  توسط محمود  | 
 

 

قبل از عید که هست سرم خیلی شلوغ شده باید پرونده ها را ببندیم

اگه یک روز هم مرخصی گرفتم که واویلا

از دوستان هم معذرت می خوام که نمیرسم بهشون سر بزنم

راستی گوشیما دزدیدن

اینا میگن قوز  بالا غوظ

شماره همه دوستانم هم از بین رفت

بسیار زندگی سخت شده

شانس که ند اریم

پیشاپیش سال نو و چهار شنبه سوری و سیزده بدر همه مبارک

مخصوصا

جواد جان شیر دل

ابجی طلا

نسرین خانم

شاهین

اوای عزیز

و اما مورفی جون

و بقیه ی دوستان 

+ نوشته شده در  87/12/15ساعت 9  توسط محمود  | 
 

پریروزا توی بیمه بودم  یه نفر که با بیمه قرار داد داشت فاکتور های زایمان خانمش را اورده بود که پولشون را بگیره

متصدی بیمه گفت که خیلی شرمنده آقا بیمه هزینه ی زایمان فرزند چهارم را تقبل نمیکنه

اون آقا خیلی جوون میزد من فکر می کردم بچه ی اولش باشه

ماشالله بعضیا چه پشت کاری دارن

ولی از این حرفا گذشته وقتی میشنوم کسی تو این دوره زمونه بیشتر از دو تا بچه گیرش میاد ناراحت میشم

ما آدما همه چیزمون نسبت به حیوونا تغییر کرده  به جز تولید مثلمون که هنوز شبی یه کاردستی دو نفره درست مکنیم

بدون فکر  به این که با این کار  یک آدم به وجود می آد یه نفر که حق حیات داره

 شاید یه کمی بیشتر از حق حیات

 حق زندگی شرافتمندانه

نه این که بگه :" بابام به من یه خر و چهار تا گوسفند داد"

من هم دو تا  خر و هشتا گوسفند بهت می دم برو دنبال زندگیت

واقعیت اینه که این نوع بچه دار شدن بیشتر ارضای نیاز های شخصی خود ماست

 و اما درس اخلاقی این پست

حتی بابای یک بچه بودنم مسوولیت سنگینیه

قید همونم زدید چه بهتر 

+ نوشته شده در  87/12/10ساعت 9  توسط محمود  | 
همیشه وقتی یادم به یه نفر از اقواممون می افته هزار تا سووال بی جواب در موردش دارم که هنوز نمی فهممشون

نیمی از عمرشا کنار یک رادیوی قدیمی پای رادیو اسراییل و بی بی سی طی کرد

اهل ساز هم هست ولی از بچگی که میشناسمش همون چند تا آهنگی که بلد بود را می زد و هیچ وقت پیشرفت نکرد

با دادن هر خبری چه خوشایند و چه غیر خوشایند اون ناراحت میشه و چند تا فحش آب دار به زمین و زمون می فرسته

بیچاره همسرش هم یواش یواش خلق و خوی اونا گرفته و خونشون هیچ بوی شادی نمیده

البته وقتی میریم خونشون خوش میگذره

چون خوش صحبت هستند

ولی می دونم  پشت این ظاهر سازی روابطشون خیلی سرده

نه این که با هم بد باشن بلکه حتی حرف خوب زدن را هم لوث بازی می دونن

از سردی زندگی شون منزجرم

+ نوشته شده در  87/12/01ساعت 16  توسط محمود  |