نگاهم در چشمانت ارام میگیرد
و با دو لب خشک بر آسمان رویاییم پرواز میکنم
ای وای از آغوش تو

تو کمک کن که یکی بوسه از آن گونه که خواهم بزنم
من قسم میخورم از جیره ی فردا نخورم
احساس گناه و پشيماني چيه
ما يه كاري را مي كنيم به فرض يك ساعت بعد يه روز بعد يا شايد دقيقاً بعد از اينكه انجام داديم پشيمون بشيم
آيا علته اين كارا ميدونيم
ميگن يه لحظه شيطون ميره تو جلد آدم
بعد كه شيطون رفت بيرون
آدم به خودش مياد
خب يه جورايي ميشه گفت اره درسته
انسان در هر لحظه با توجه افكاري كه تو ذهنشه و قدرت تمايلات ضد و نقيضش تصميم ميگيره
يه زمان را در نظر بگيريد كه شهوت كاملا يه پسرا منقلب كرده حالا يه دخترا تور ميكنه ميبره خونه يه حالي ميكنه فرض كنيد پسر يه كمي هم معتقد به اسلام يا حالا به يه سري اصولي باشه كه اين كارا درست و اخلاقي ندونه به محضه اين كه ارضا شد از كارش پشيمون ميشه
آيا اين به خاطر روح پاكشه
يا چيز ديگه
حالا بر عكس فرض كنيد همون پسر وقتي دخترا به خونه اورد وقتي دختره ي كمي نق نق كرد و حال نداد پسره از اين كار پشيمون بشه و بزاره دختره بره بعد كه دختره رفت يه كمي بره تو فكر و خيال دوباره ...ش اعلام حظور كنه اين بار از اين كه كوتاه اومده و مال از دستش رفته احساس گناه و پشيموني مي كنه
ايا اين به خاطر روح پليدشه
آدما هر كاري كه ميكنن از رويه تمايلات و افكار همون زمانشونه مخصوصا چون احساست با گذر زمان متغيرن بيشتر در اين مورد نمود دارن
اما در زمان هاي بعد شايد كاري كه در گذشته كرديم را نپسنديم
اون موقع احساس گناه بهمون دست ميده چون ما بين خودمون در زمان حال و گذشته تفاوت قايل نيستيم
و اگه اين را قبول كنيم (نميگم اين واقعيت راقبول كنيم)كه ما در اون لحظه جور ديگه اي بوديم و و طرز ديگه اي فكر مي كرديم اين قدر معذب نبوديم به هر حال اگه احساساتمونا كنترل كنيم اين قدر با زمان عوض نميشيم هر چند افكار و عقايد هم با گذشت زمان عوض ميشن اما نه زياد
من امشب خسته ام ، ديوانه انم ، بد يا بد از بدتر
صداي ساعت از هر شب مزخرف تر
هواسم پرت و وهم آلود
و افكاري كه مي رقصند همچون دود
و امشب تشنه یک جرعه خوابم ، خواب خوش دیدن
چه حیف
از یاد بردم رسم خوابيدن
فقط میچرخم و كارم شده در خويش غلتيدن
و با بالشت جنگيدن
و در بي خوابيم من خواب ها دیدن
هراس انگيز و كفر آلود و سر در گم
که ناگه میزنم فریاد
"خدایا خر نمي خواهي مگر
من هم از اين مردم"
جدی جدی هنوز از ذهنم بیرون نمیره یه کلیپ بود که پسره یواشکی
از دوست دخترش گرفته بود خب همه کم و بیش از این کلیپا زیاد دیدیم
ولی تو این کلیپ ان قدر حماقت و سادگی و بچگی تو چهره دختره بودکه آدم باورش نمیشد
و اون قدر خر شده بود و تن خودشا واسه دوست پسرش بی ارزش کرده بود که به جد
میتونم بگم این عربای خر پول اون ور آبی هم همچین حالی نکردن
وجنده های پروفشنال هم اینقدر خودشونا واسه هیشکی بی ارزش نمیکنن
من نمیدونم پدر مادر این دختر اون موقع فکر میکردن بچشون کلاس اضافه رفته یا داره
کلیپ میسازه منتهی اگه جامعه به دو دسته بی بند وبار و بند وبار دار تقسیم بشه
میشه گفت که این خانوم تو قسمته بی بندو باراست مثله خونوادش
ولی متاسفانه اینجوری نیست
جامعه ما مثل آش نذریه
همه چیز هم توش هست
تا زمانیکه این فرهنگ کهنه و مندرس
رو سر مونه برادرا با خواهر همسایه حال میکنن و خواهرا با پسر همسایه
خیلی حرف دارنم
اما مطلب زیادی بلند میشه
بقیش واسه یه روزه دیگه