تبليغاتX
گلگون
. . . . یا طنزی بی مزه تر از تلخ

 

روزگاری که زمان تنگ شود

ساعت خانه  بد آهنگ شود

آرزویم همه این بوده و هست

پای  این عقربه ها لنگ شود

+ نوشته شده در  87/04/25ساعت 13  توسط محمود  | 

 

 

رنگ رخم زرد ،  اما دلم شاد

چون مرگ هر برگ ، پرواز بر باد

بی قید و  بی بند، آزاد آزاد

اما چه کوتاه  ،ای داد بیداد

 پاييز

+ نوشته شده در  87/04/24ساعت 13  توسط محمود  | 
اگر بذر خیالم را بکارم

هزار امید را در خوشه دارد

کلاغ بخت من گر پر بگیرد

هزاران آرزو در توشه دارد

دلم فهمیده که غم گوشه گیر است

سرای دل هزاران گوشه دارد

+ نوشته شده در  87/04/21ساعت 10  توسط محمود  | 
امروز روز آرزو هاست

آرزو میکنم

برگردم به یه مدت پیش تر

اگه قبلی براورده نشد پس آرزو میکنم

یه قسمتی از حافظما از دست بدم

اگه قبلی براورده نشد پس آرزو میکنم

یه قسمتی از حافظشا از دست بده

اگه قبلی براورده نشد پس آرزو میکنم

شبا بدون قرص خواب بخوابم

اگه قبلی براورده نشد پس آرزو میکنم

دیگه روز ارزوها نیاد مرده شور این روزا ببرن

ولی بگذریم آرزو میکنم

همتون همیشه سالم همیشه شاد باشید

شرمنده مثله اینکه اعتبار سلامتی وشادی تا ۲۰۰۶ بیشتر نیست

 

+ نوشته شده در  87/04/20ساعت 20  توسط محمود  | 

كوير است

دلم خشكيده از اين روزهاي گرم و سوزان، داغ و  طولاني

نجاتم مي دهد شايد شبي ، شايد لبي ، من كه نمي دانم ، نمي داني؟

عطش هي رفت وآمد مي كند درسينه ام با هر نفس  هر  آه

نميدانم سرابي راببينم يا كه نه

 يا يك نفر همراه

كه با او درد ودل  دارم

 نمي دانم ، نمي داني؟

تمام عمر رفتم راه ، شايد كه

ببينم سرنوشتم را

شدم خسته

و برگشتم

كه ناگه ديدم و جا خوردم از ديدن:

فهميدم

كه من خود سرنوشتم را نوشتم با دو پايم روي اين شنها

وليكن باز مي پرسم  

نجاتم مي دهد شايد شبي ، شايد لبي ، من كه نمي دانم ، نمي داني؟

 

 

+ نوشته شده در  87/04/18ساعت 11  توسط محمود  | 

سرم گیج است

و افکارم به هم از درد می پیچند

و در گوشم

 صدای زنگ می آید

که از آیینه ی تاریخ می سایند

نمی خواهم

نمی خواهم

فراموشم کنید  ای خاطرات تلخ و شیرینم

سرم گیج است 

+ نوشته شده در  87/04/16ساعت 9  توسط محمود  | 

یکی از دوستام نوشته که بیشتر از ۸۰ درصد آقایون تو وب جنبه ندارن

باخودم یه فکری کردم گفتم بایداز آقایون دفاع کرد

دیدم شاید بگم بالای ۹۵درصد هم اشکال نداشته باشه

اما یه مطلبی را  باید بگم

مگه این آقایون کی هستن

همینان که تو جامعه اطرافمونن

یکیش من

یکیش داداشم یکیش داداش شما یا مثلاْ پسر داییتون واقعیت اینه که

یه جای کار داره میلنگه مگه میشه این همه آدم بی جنبه باشن یا

آدمای نادرستی باشن شاید اشکال جای دیگس

اشکال اونجاس که جو حاکم برجامعه ما باعث شده خیلیامون اونجور که

 هستیم خودمونا نشون نمیدیم و یه سری از تمایلاتمونا مخفی کنیم

وقتی میایم توی اینترنت که کسی ما را نمی شناسه از هول نمیدونیم

چیکار کنیم

میگن گاهی وقتا که گرگ به گله حمله میکنه از شوق فکش کلید

میکنه و باز نمیشه شروع میکنه به دویدن دنبال گوسفندا و فقط تنه

بهشون میزنه  و آخرش هم  نخورده میره

یا فرض یه جوون مجردی می خواد زن بگیره اگه تو محیط کارش خانم

نباشه یا خانمی که اون دوست داشته باشه نباشه چیکار کنه جامعه

ی ما هم که جامعه بازی نیست که جای دیگه ای بتونه رابطه سالم

برقرار کنه  میاد توی اینترنت بدبخت حکایت گرگه واسش پیش میاد

البته خب خیلی ها هم عادت کردن که به خانما باچشم تمساح نگاه

کنن  شاید زنم که بگیرن این عادت به این راحتیا از سرشونه نره

یا یه جوون دبیرستانی که درجه شهوتش رو هزاره چه انتظاری ازش

هست

 خب یه علت دیگه هم هست اونم این که خب این خانما هم شورشا

 درآوردن گاهی وقتا خیلی باحالن دیگه

قربان همه شما

محمود

+ نوشته شده در  87/04/11ساعت 18  توسط محمود  | 

I Wanted To Change The World

When I was a young man, I wanted to change the world.

I found it was difficult to change the world, so I tried to change my nation.

When I found I couldn't change the nation, I began to focus on my town. I couldn't change the town and as an older man, I tried to change my family.

Now, as an old man, I realize the only thing I can change is myself, and suddenly I realize that if long ago I had changed myself, I could have made an impact on my family. My family and I could have made an impact on our town. Their impact could have changed the nation and I could indeed have changed the world."

 

زمانيكه من مرد جوونی بودم خيال داشتم دنيا را تغيير بدم  . ولي فهميدم زورم نميرسه و اين كار خيلي سخته . پس تصميم گرفتم تغييراتا توي ملت  خودم بدم. بازم ديدم زورم به ملت نميرسه و واقعا مشكله. بعد تصميم گرفتم روي مردم شهرم متمركز بشم و اونا را اون جور كه ميخوام  تغيير بدم  .نتونستم اين كار را هم بكنم و من ديگه مسن تر شده بودم ، تلاش كردم  خانوادهء خودما عوض كنم .

حالا ديگه من يه مرد پيرم و فهميدم  ميتونم تغييراتا تو خودم بدم  . ناگهان فهميدم اگه من خودما خيلي زودتر عوض كرده بودم ميتونستم روي خانوادم اثر بذارم  و خاونوادم ميتونست روي شهر تاثير بذاره  وشهرم بر ملتم  و براستي كه من قادر بودم  دنيا را عوض كنم  

+ نوشته شده در  87/04/10ساعت 8  توسط محمود  | 

از همهی دوستان تقاضا دارم برای اینکه اینترنت من درست بشه دعا کنن

خیلی ممن ون مستجاب شد

بسه دیگه

بسه  بسه 

 بسه دیگه

قربان همگی

+ نوشته شده در  87/04/09ساعت 19  توسط محمود  | 
سلام از همه دوستان که سر زدن ممنون
 من اینترنته کامپیوترم خراب شده یه مدت مجبورم دیر به دیر بیام
ولی بر می گردم
سفارشی عزیز آقا
 
"PLEASE KISS ME
Like that goblet who kiss bibulous man's lip ........please kiss me
Look at the rain when kiss forest constantly so....please kiss me
Like that wine who attach his lip on man's lip ......please kiss me in a night of sipring
Like that flower who present kiss to a butterfly.....please kiss me beside a stream
Like that wave who kiss a coast ........................please kiss me restlessly
Like that dew who make Roze full of kiss............please kiss me

please kiss me"
 
+ نوشته شده در  87/04/06ساعت 18  توسط محمود  |